منصور سيد سجادى

71

مرو ( بازسازى جغرافياى تاريخى يك شهر بر پايه نوشته هاى تاريخى و شواهد باستان شناسى ) ( فارسى )

« و آن ايران است كه در معنا منسوب به اير ( yr ) است و ايشان گروهى هستند كه آن‌ها را اير بن افريدون و يونگهان بن هوشنگ بن فيروزان بن سيامك بن نرسى بن كيومرث برگزيد . معناى كيومرث همان‌طورى كه موبدى به من خبر داد : زنده ، ناطق و مرده است و پارسيان نخست و آغازشان از كيومرث است كه آدم ( ع ) ناميده مىشود » 39 . در تقسيم‌بندىهايى كه نويسندگان از سرزمين‌هاى اسلامى كرده‌اند ، خراسان جاى مهمى را اشغال مىكند . استخرى در كتاب خود دنياى اسلامى را بر بيست اقليم تقسيم و چهار اقليم آخرى را به خراسان و نواحى اطراف آن منسوب كرده است : « . . . آن‌گاه بيابانى كه ميان پارس و خراسان است و آن‌گاه سيستان و هرچه به آن مىپيوندد و آن‌گاه خراسان و آن‌گاه ماوراء النهر » 40 . مقدسى تعريفى ديگر و تقسيم‌بندى ديگرى از جهان اسلامى دارد . وى دنياى اسلامى را جمعا 14 بخش يا اقليم مىداند و مىنويسد كه از اين چهار بخش ، شش اقليم عربى هستند 41 و هشت اقليم عجمى كه عبارتند از مشرق ، ديلم ، رحاب ، جبال ، خوزستان ، فارس ، كرمان و سند . وى اضافه مىكند كه هراقليم خود چند كوره و هركوره چند قصبه و هرقصبه چند شهر دارد و چنان‌كه خواهيم ديد خراسان را در اقليم عجمى جاى مىدهد و به تعريف و تشريح آن مىپردازد . 3 . حدود و مرزها و تقسيم‌بندى و شهرهاى خراسان نويسندگان مختلف ، تعاريف گوناگونى از حدود و ثغور خراسان به دست داده‌اند كه در اين‌جا به بررسى برخى از آن‌ها مىپردازيم تا محدودهء جغرافيايى بحث‌هاى آتى خود را شناخته و روشن نماييم . چنان‌كه در ابتدا گفتيم ، مرزهاى خراسان در دوران اسلامى به درستى مشخص نيستند و برخى از نويسندگان ماوراء النهر را به خراسان چسبانده و برخى از آن جدا ياد كرده‌اند . ابن رسته تلويحا و در مقام موافقت با برخى ديگر از نويسندگان ، مرزهاى خراسان را به حدود تبت مىرساند و در تعريف اقليم چهارم مىنويسد كه اين اقليم از مشرق شروع مىگردد و پس از آن‌كه از سرزمين تبت و از بلاد خراسان و شهرهاى معروف آن‌كه عبارتند از فرغانه . . . مرو الرود ، مرو و سرخس